![]() |
ارائه تورهای جدید گردشگری در محلات کثیف و پرجمعیت شهری در برخی کشورهای جهان توسط تورگردانها و عوارض مثبت و منفی آن، بحثهای پردامنهای ایجاد کردهاست. این بحثها به اجرای یک پروژه جامع پژوهشی در مجامع علمی منجر شده است. |
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گردشگری ـ میترااسدنیاـ اخیرا برنامههای جدید گردشگری در محلات کثیف و پرجمیت شهری توسط تورگردانها در برخی کشورهای جهان ارائه میشود که آثار و عوارض اجتماعی آن مورد بحث و مناقشههای بسیار شدهاست. یک پژوهشگر امور تجارت و مشاغل تازه با هدف بررسی این نوع جدید توریسم تابستان امسال به برزیل سفر کرده که نتایج آنرا به زودی منتشر میکند. توریسم زاغه نشین یا محلات پرجمعیت و کثیف شهری امروزه بوسیله توریستهای ثروتمندی که علاقمند به مشاهده فقیرترین بخشهای جهان هستند، تبدیل به صنعتی رو به رشد شده است .
اما واقعا چه چیز توریسم زاغه نشین را ارتقا می دهد؟ آیا این نوعی گرایش نوین در صنعت توریسم محسوب می شود؟ توریسم زاغه نشین چه تاثیری بر مردمی دارد که سفر به این نواحی را در برنامه تعطیلات خود میگنجانند؟ آیا در نهایت و در پایان این سفرها توریستهای مورد نظر را متحول میکند آن گونه که خواهان اقدام برای تغییرات اجتماعی شوند؟ به گزارش ساینس دیلی یکی از پژوهشگران دانشگاه کالج تجارت بریستول در دانشگاه وست انگلند به نام «فابین فرنزل» اخیرا دست به تحقیقات گستردهای برای پاسخگویی به این سوال زدهاست.
وی که در پاسخ به این پرسشها در صدد سفر به زاغههای ریودوژانیرو در برزیل است، می کوشد تا دریابد چرا مردم به این نواحی سفر میکنند و چه چیزی موسسات تورگردانی را ترغیب میکند تا این قبیل برنامههای گذران اوقات فراغت در تعطیلات را به توریستها ارائه کنند و همچنین دریابد که چه قواعد و مسائلی در بنیاد این قبیل سازمانهای ارائه کننده این نوع تورهای گردشگری نهفته است؟ آیا این تور گردانها چیزی پنهان میکنند یا مسافرانی که به این نواحی سفر می کنند، تجربه عمیقی از زندگی دراین محلات بدست می آورند یا صرفا نوعی سفر کوتاه است که اندکی بیش از نگاهی سطحی به دنیای ساکنان این محلات محسوب میشود؟ «فابیان فرانزل» میگوید:«زاغه نشینی و زندگی در محلات پست و کثیف شهری پدیده تازهای نیست و این پدیده از زمان انقلاب صنعتی تاکنون توجه مردمان ثروتمند بسیاری را به این مناطق جلب کرده و دائما به عنوان انگیزه مهم اجتماعی به سوی درخواستها و تلاشهای سیاسی برای تامین عدالت اجتماعی بیشتر نقش موثری داشتهاست.

فرانزل می گوید:«آنچه برای من جالب است رشد فراگیر تورهای سازمان داده شده برای سفر به نواحی پست و پرجمعیت شهری از سوی انواع مختلف و متنوع تورگردان هاست. درحال حاضر قصد دارم با تمرکز به جنبههای اجتماعی این فعالیتها ونه براساس منافع تبلیغاتی با نگاهی به تعریف و شفاف سازی نکات و مسائل مبهم دراین نوع توریسم بپردازم. » منتقدان، این نوع فعالیت های توریستی را به ویژه از این نظر که نگاه خیره توریستها حرمت سکنه این زاغهها و مناطق ناخوشایند را مورد تعرض قرار میدهد ، مردود میدانند.
اما گروه دیگر معتقدند که افشای نحوه زندگی این مردم می تواند انگیزههای مناسبی برای تلاش جهت تعییروضعیت وزندگی سکنه این مناطق باشد. وی می افزاید:«درحال حاضر نواحی بسیار زیادی درسرتاسر جهان که زمانی به عنوان مناطق زاغه نشین شهرت یافته بودند، بتدریج شرایط مطلوبتری یافته و مردمی که زمانی دراین مناطق زندگی می کردند سرانجام به منزله جماعتهایی با فرهنگ منحصر به فرد شکل گرفتهاند.» به گفته وی محله هارلم درنیویورک از نخستین نمونهها دراین زمینه است. این منطقه که زمانی با جرم و خشونت و مواد مخدر و تجارت انسان و... شهرت یافته بود، مسافران وتوریست های گوناگون را بخود جلب می کرد.
درواقع به رغم فقر و زشتی مناظر ، موسیقی، اتمسفر و محیط کلی این منطقه با ابعاد گوناگون در همسایگی آن برای مردم ومسافران بسیاری جالب به نظر میرسید. بسیاری از آن چه که هارلم را برای مردم دیگر جذاب کرده از تجربهی مردمانی بدست آمده که زمانی خود دراین منطقه سکونت داشته و اوقات سخت و دشواری را پشت سر گذاشتهاند. بتدریج بازدید کنندگان از این محله و مناطق همجوار آن با انتشار اخبار و داستانهایی از فرهنگ یگانه و منحصر به فرد این محله، نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای تحول و دگرگونی این محله برعهده گرفتند. این مسئله به وضوح در اسناد و آثار تاریخی بویژه کتابهای تاریخی نظیر «زاغه نشینی»، نوشته «ستث کیون» دیده میشود که به خصوص نگاهی دارد به توریسم زاغه نشینی عصر ویکتوریا در لندن یا کتاب دیگری تحت عنوان«زاغه نشینی در نیویورک » نوشته «رابرت . ام . دولینگ» که هردو کتاب به نقش توریسم در تحول تدریجی فرهنگ و زندگی دراین محلات پست توجه کردهاند.
فابین می گوید:«طی سفری که به برزیل داشتم بابرخی از تور گردانها که تورها و مسافران و توریستها را به مناطق مشابهی در برزیل می بردند، مصاحبه و گفتگو کردم. هدف من کشف این مسئله بود که مردمی که در این مناطق سکونت دارند، درباره این نوع توریسم چه نگرشی دارند و چگونه خود را دراین قبیل فعالیتها در تورها درگیر میکنند. هدف من درک این مسئله بود که چه طور تورگردانها این تورها را تدارک می بینند و چگونه این قبیل سفرها و تجربهها می تواند محرکی باشد برای توریستها که خود را پس از این سفر درگیر فعالیتهای اجتماعی برای تغییر وضعیت زندگی مردم دراین نواحی کنند. ایا توریسم زاغه نشین می تواند توریستها را به مردمانی بهتر و مهربان تر و مسئول تر تبدیل کند؟ آیا واقعا این قبیل تجربهها می توانند سبب تغییر واقعی زندگی شود؟ آیا این قبیل سفرها می تواند مردمی را که به این نواحی سفر می کنند وادار کند تا سبک زندگی خود را تغییر دهند و مثلا طبق این تجربه انگیزه های مسافران را دراداره زندگی و یا تامین رفاه و کاهش هزینه ها متحول کند؟»
به گفته وی این پروژه احتمالا ازحمایت مالی دیگری از سوی صندوق کمک های مالی برای پژوهش در زمینه مشاغل تازه( ( UWEبرخوردار خواهد شد که عمدتا به منظور ایجاد ارتباط میان پژوهشگران با بخشهای مهم مشاغل تازه و درعین حال برای کار وآموزش به عنوان سکوی پرشی برای پروژههای بعدی فعالیت دارد. فابین که تابستان 2010 به برزیل سفر کرده و نتیجه تحقیقات خود را پاییز 2010 در سمینار تحقیقاتی کالج تجارت دانشگاه بریستول ارائه میکند، میگوید:« درنتیجه این تلاشها منبعی برای یادگیری است که فضای کافی برای پژوهش به من میدهد به نحوی که فرصتی هم برای ایجاد شالودههای مناسب در تحقیقات بعدی باشد.»